متن تنهایی من

یادداشتهای من

پستچی حواس پرت

نامه های تو را به خانه ی همسایه می اندازد

وگرنه محال است

فراموشم کرده باشی.........

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390ساعت 22:53  توسط سمیه  | 

من

همه چیز را بلد شده ام

خیابانها، کوچه ها...

حتی رنگهای چراغ قرمز را

اما هنوز هم گم میشوم

آدم ها را بلد نیستم...
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم بهمن 1390ساعت 19:19  توسط سمیه  | 

من

 .....................

میبخشم دوباره گناهی که کرده

میبخشم میدونم که دستاش چه سرده

میشم اون رفیق قدیمی...

بازم مثل وقتی که بودیم صمیمی

.....................

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آذر 1390ساعت 10:5  توسط سمیه  | 

شاید.....

qqb0ssbkc14a7bqrwjmy.jpg

اینجا ته قصس

........

مرگ خاطره ها

اوج فاصله ها

حرفهای ناگفته

رازهای نشکفته

نمیدانم نمیدانم

...............                   

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آبان 1390ساعت 8:50  توسط سمیه  | 

بچگی........

  

 بچه بودیم از آسمان باران می آمد

بزرگ شده ایم از چشمهایمان می آید!!


بچه بودیم دل درد ها را به هزار ناله می گفتیم همه می فهمیدند


بزرگ شده ایم درد دل را به صد زبان به كسی می گوییم ...

هیچ كس نمی فهمد..........

بچه بودیم بستنیمان را گاز می زدند قیامت به پا می کردیم!

چه بیهوده بزرگ شدیم... روحمان را گاز میزنند می خندیم!


+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مهر 1390ساعت 11:19  توسط سمیه  | 

من

دارم به تو فکر میکنم...

یه سر به تنهاییم بزن

هیشکی نگرفته جاتو

دل به کسی نبستم

بعد رفتن تو

چه بی صدا شکستم

.....................

+ نوشته شده در  جمعه هشتم مهر 1390ساعت 15:46  توسط سمیه  | 

......

 

شاید بپرسی از خودت چی شد کجا رفته صدام

حق بده  بهم بعد تو بخوام با دنیا را بیام

شاید بپرسی از خودت چی شد که بی نشون شدم

برای دل کندن ازت ندیدی نصف جون شدم؟!!!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390ساعت 17:3  توسط سمیه  | 

دوست ندارم خودمو درگیر  کسانی کنم که در فردای من نیستند

..................

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390ساعت 14:22  توسط سمیه  | 

خدایا شاکرم از آرامشی که از بودن با شنگول به من دادی

تو خواستی که من کمتر احساس دلتنگی کنم

خدایا ممنونم ازت به خاطر همه چی...............

.لحظات شادی خدا را ستایش کن، لحظات سختی خدا را جستجو کن،

 لحظات آرامش خدا را مناجات کن، لحظات دردآور به خدا اعتماد کن، و در

تمام لحظات خداوند را شکر کن.

و سر آخر به حکمت خدا یقین داشته باش

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم تیر 1390ساعت 11:38  توسط سمیه  | 

....................
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم خرداد 1390ساعت 21:14  توسط سمیه  |